تبليغاتX
الواقعه - امتحان خداوند

                                   بسم رب الشهدا و الصدیقین

يكي از مهمترين مسائل كه براي انسان مطرح است امتحان خداوند است كه در اين برهه راستگويان را از بدكاران و متقين را از دروغگويان و منافقان جدا مي كند و حضرت امير مي فرمايند:هيچگاه دعا براي امتحان نكردن خدا نكنيد زيرا اين دعائي است كه هرگز مستجاب نمي شود و هيچكس نيست كه از اين دنيا برود و مورد امتحان الله قرار نگيرد حتي پيامبران و معصومين كه از بهترين انسانها هستند از اين امتحان مستثني نيستند.

سوره الانسان آيه 2 و3

إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ***إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا

ما انسان را از نطفه بهم آميخته خلق كرديم تا بيازمائيم او را و سپس او را شنوا و بينا قرار داديم و او را به راه راست هدايت كرديم كه يا شكر گزار  و يا نافرمان شود....

آيه فوق بخوبي روشنگر آن است كه خداوند ما انسان را سميع و بصير قرار داده و بعدا ما را امتحان خواهد كرد.اما در اينجا بايد گفت سميع و بصير تنها ديدن و شنيدن نيست بلكه قبول يا رد مطلب از نظر ديد باطني مي باشد و به عبارت ساده تر معني همان هديناه السبيل است.در آخر اين آزمايش الهي عده ائي قبول و عده اي مردودند و عده ائي شكر گذار و عده ائي نافرمان و اين اشخاص شكر گذار رحمت  الهي تا ابد همراهشان است و به جنت الهي رهسپار مي شوند و اما ناسپاسان و كافران به آتش دوزخ سپرده مي شوند.

و خداوند بشر را به بهترين جاذبه هاي مادي مانند خوف، جوع، احوال، انفاس، الثمرات امتحان مي كند و بزرگترين امتحان قبول اين چند مورد است در آيه فوق موارد آزمايش را چنين بيان مي كند:

 وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ

قطعا شما را به چيزى از [قبيل] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مى‏آزماييم و مژده ده شكيبايان را

 "الخوف"به معني ترس از خداوند يا غير خدا در حقيقت عبوديت او يا عبادت

چيزهاي ديگر مادي و ما در اينجا بهترين نمونه امام عزيزمان را داريم كه بدون ترس از غير خدا در مقابل جانيان شرق و غرب مي ايستد و در برابر آنها مقاومت مي كند و همين انسان از طرفي ديگر در نماز شب از خوف خداوند ساعتها مي گريد.

"الجوع"يكي ديگر از جاذبه هاي دروني انسان شكم پرستي است.

عده ائي زياد كه خدا را عبادت مي كنند نماز مي خوانند ليكن هر وقت ماه رمضان مي شود و روزه مطرح مي گردد از فرمان خدا سر پيچي كرده و به بهانه ضعف و بيماري از اين امر الهي دوري مي كنند!و چه بسا عده ي كثيري از آنها كافر مي شوند و ديده ايم در بسياري از موارد كه شكم پرستي سر منشاء بسياري از گناهان است و به خوبي برايمان روشن است كه چه دين كاملي داريم كه روزه را واجب كرده است و شهيد عزيزمان دكتر چمران در يكي از سخنرانيها فرمودند:وقتي در اسارت به سر مي برديم يكي از وسايل شكنجه آنها اين بود كه مدتي ما را گرسنه و تشنه نگه مي داشتند و بعدا سفره هايي رنگين مي گستردند و انواع غذاها و نوشيدنيهاي متنوع در آن قرار مي دادند و ما را بر سر آن سفره دعوت مي كردند تا مقاومت ما را بيازمايند!

"الاموال"يكي ديگر از جاذبه ها منحرف كننده علاقه بيش از حد به پول و جاه و مقام است چه بسيارند كه دين را براي مال دنيا فروختند از آن جمله كوفيان كه بخاطر غنائم جنگي دين را به رهبري حضرت علي فروختند!

"الانفاس "و بالاخره بالاترين و پرارزش ترين چيزها براي بشر جان اوست كه خداوند مي فرمايد:انسان را با اين هديه گرانبها آزمايش مي كنم تا خودپرستان و جان دوستان از خدا دوستان شماره گردنند.

"الثمرات "ثمره ها و ثمره زندگي هر فردي فرزند اوست و انسان كامل از عقل و دين در راه خدا اگر لازم بود بايد اولادش را فدا كند چرا كه خداوند است كه خالق و ما مخلوق او هستيم و نزد اوست بهترين بهترينها و آن چند مورد كه گفتم هر يك بصورت كلي از احكام خداوند است و اين ما هستيم كه در بوته آزمايش قرار مي گيريم.

نماز،روزه،خمس و زكات،جهاد،عبادت، شكم پرستي ،پول پرستي، نفس پرستي.....

شهیدعبدالحمید-۱۳۶۵

+ نوشته شده در  جمعه 24 آبان1387ساعت 6:28  توسط شهید عبدالحمید   |