|
چرا بايد قر آن بخوانيم و هدف از نزول قرآن چيست ؟ خوب مي دانيم هر انساني طالب كمال مطلق است و دوست دارد قدرت بي نهايت داشته باشد و علم و قدرت و ثروت لا منتهي داشته باشد. اين در ذات و فطرت هر بشري ديده مي شود كه دوست دارد خداگونه و خدائي شود و خوب ميدانيم قرآن هدفش هدايت انسانها است و عمل به قرآن در حقيقت انسان را خداگونه مي سازد و اين هدف در نزول قرآن براي بشر هست. فرق خدائي بودن و خدا بودن چيست؟ بايد توجه نمود درست است كه گفتيم بشر آفريده شده تا خدائي بشود وليكن اين خدائي بودن با خدا تفاوت دارد, و ميتوان گفت خدائي شدن به اذن و اراده خداوند است و از طرفي خداوند به اذن هيچكس احتياج ندارد. اين خداوند است كه منبع صفات است و انسانها از آن منابع بي نهايت كسب كمال مي كنند و بايد تمام آن كمالات راعينا در خود بپرورانند. از جمله آن كمالات كه خداوند به بشر ارزاني داشته اختيار است. و خداوندمختار كامل است. پس بشر اگر بخواهد خدائي شود بايد داراي اختيار باشد درغير اينصورت با فرشته و ملائكه فرقي ندارد كه هيچ بلكه ميتواند بالاتر از فرشته ها هم قرارگيرد, چون خداوند فرشته ها را خليفه الله ندانسته پس انسان داراي اختيار است و فقط در اين جهان ميتواند از اين حق برخوردار شود و در جهان ديگر در همان مسيري كه در دنيا انتخاب كرده حركت مي كند. اما اختياراتي كه به انسان داده شده محدود است مثلا كسي نمي تواند بگويد من از جاي بلندي مي پرم به اراده خودم و صدمه ائي هم نمي بينم مگر اينكه با رشد و قدرت خداوند در وجود او از راه صحيح و يا برعكس از راه غير صحيح مثل رياضت بتواند دست به چنين عملي بزند و لطمه ایي نبيند و اگر محدوده اختيار خود را از اين دو راه وسيع نمايد ميتواند در طبيعت تصرف نمايد! مسئله اختيار تاحدودي در دسترس تمامي انسانها قرار داده شده است و به خوبي يا بدي فرد ارتباطي ندارد مثلا ما نمي توانيم بگوئيم چرا يك جاني به خود اختيار مي دهد انساني رابه قتل برسانداز طرفي ميدانيم دنيا دار اختيار است ولي در آخرت است كه معلوم مي شود كه انسان به همه چيزهایی كه در اختيارش گذارده شده درست استفاده كرده يا نه؟ و در اثر اختيار است كه كارهاي خوب از بد جدا مي شود, و خوب ميدانيم اگركسي نمي توانست كار بد انجام بدهد كار خوب معني و ارزشي نداشت چرا كه خوب در مقايسه با بد و زشت در مقابل زيباست. در اينجا ممكن است این سوال مطرح شود كه: چرا خداوند انسان بد كار را خلق كرد؟! بايد گفت: صفات خداوند عين ذات است نمي توان گفت خداي ناعادل... چرا كه عدالت جزء ذات خداوند است و هرگز نميتوان اين صفت را از خداوند جدا كرد. مثل خالقيت كه جزء ذات اوست كه خلق كن اگر چنين نكند ديگر خدا نيست و يكي ديگر از صفات خداوند فضل الله است يعني به تمام موجودات فضل و كرم دارد ولي در مورد انسان بايد صريح گفت كه خداوند بيش از آن چيزي كه انسان لياقت و ظرفيت آنرا دارد به او فضل نموده است! كه از جمله مهمترين آن عدل و فطرت است. ماركس و طرفدارنش همواره سعي كرده اند كه فطرت را منكوب كنند چرا كه با پذيرش فطرت ناچار مي بايست خداوند را نيز مي پرستيدند! ليكن اين امكان پذير نيست! زيرا اگر فطرت را قبول نكنيم ناچاريم مقياس خوب و بد جامعه را بدانيم و اين امكان ندارد زيرا در تمام جوامع از آغاز تاريخ, جنايت زشت حاكم بوده است.بدون اينكه تبادل افكار شود و از طرفي خود آنها هيچ موقع از كسي اين دليل را كه در جامعه كشتن فضل است نمي پذيرند پس ناچاريم فطرت را بپذيريم و خوب مي دانيم انسان داراي 2 تشخيص است. 1)عقل كه راههاي مختلف را به انسان نشان ميدهد, ليكن در مورد درستي يا نادرستي آن بحث نمي كند. مانند (چراغ) فطرت است كه راه صحيح را به انسان نشان مي دهد, مانند قطب نما وليكن اين كافي نيست بايد خود اشخاص باشند كه يكبار اين راه را آزموده باشند تا بتوانند جزئيات راه را به انسان نشان دهند و اين راه نمايان انبياء و ائمه هستند كه از دو طريق يكي هدايت خود فرد و ديگري هدايت و نظم كل افراد را به عهده دارند و براي حركت در مسير كمال چيزي ديگري هم لازم است و آن شناخت مبداء حركت است, يعني همان شناخت وضع موجود كه شامل تاريخ انسان و طبيعت و غيره و... است. پس قرآن كه انسان را هدايت مي كند در مسير راه بايد وضع موجود را به انسان بشناساند. 2)شناخت خداوند از روي شناخت طبيعت و وضع موجود. براي همين هست كه مي بينيم قرآن شامل مجموعه اي از اطلاعات كلي درباره مسائل مختلف مي باشد تا بشر را به آنچه در وجود اوست آشنا كند. أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ چرا كه شناخت هر نعمت به شناخت خداوند منتهي مي شود و اين از فضل اوست كه چنين كتاب پر محتوائي را براي بشر گذارده است كه در ظاهر بسيار مخلوط و از هم پاشيده ولي داراي نظم قابل توجه ایي است بطوريكه نمي توان جاي يك لغت يا حرف و يا صدا را عوض كرد. مي فرمايند: من عرفه نفسه فقد عرف ربك. شهید عبدالحمید - ۱۳۶۴
+ نوشته شده در شنبه 24 اسفند1387ساعت 9:5  توسط شهید عبدالحمید
|
|
|